-
مجرم یا یک داستان کاملا واقعی
شنبه 21 تیر 1393 23:11
محل وقوع جرم : یک پارک خیلی خیلی خلوت . جرم : سالاد الویه . وضعیت کنونی : آزاد به قید وثیقه . پ ن : رضا مارمولک :بهشت که زورکی نمیشه آقای فضلی؛ اونقدر فشار میارید که از اونورِ جهنّم می زنه بیرون! مارمولک ۱۳۸۳
-
یک ذهن پریشان لوس ننر
چهارشنبه 18 تیر 1393 23:15
سلام . پست قبل , پست خیلی لوسی بود و منتشر کردنش هم کار یک آدم لوس و بیمزه بود . می دانید در زندگی واقعی من کسی هستم که زیاد بود و نبودش به چشم نمی آید . زیاد اهل حرف زدن نیستم . بلد نیستم مجلس گردانی کنم . بلد نیستم خوب جوک تعریف کنم . بلد نیستم بیخودی از کسی تعریف کنم . با تلفن زیاد میانه ام خوب نیست . حداکثر زمان...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 16 تیر 1393 23:13
نشسته ایم و چشم دوخته ایم به زاویه ی ایجاد شده توسط دیوار و سقف منزلمان . توی قلبمان آتش روشن است و چشمانمان قل قل میکند و میجوشد . داریم به فلسفه وجودی این وبلاگ فکر میکنیم . اصلا چه فایده ای دارد داشتن اینچنین جایی , وقتی بلد نیستیم حرف دلمان را بنویسیم . شاید بهتر باشد همین امروز و فردا , در اینجا تخته کنیم و برویم...
-
ورود آقایان ممنوع
چهارشنبه 11 تیر 1393 22:59
-
نه سر گفتن و نه ذوق شنیدن داریم
سهشنبه 10 تیر 1393 22:55
عکسی که در ادامه ی مطلب مشاهده خواهید نمود , عکس ماست که همین چند دقیقه پیش انداخته شده است . عنوان نوشت : ما به ناسازی ابنای زمان ساخته ایم وسعت حوصله را مهر دهان ساخته ایم وقت ما را نکند موج حوادث ناصاف ما به این سلسله چون آب روان ساخته ایم نه سر گفتن و نه ذوق شنیدن داریم با لب خامش و با گوش گران ساخته ایم نقش امید...
-
بیایید قانونمند باشیم
دوشنبه 9 تیر 1393 22:40
این روزها خیلی از دوستان را شاکی میبینیم . گویا این برادران شورایی ما یک طرحهایی در مورد امور فرزند سازی تصویب کرده اند که به مذاق دوستان زیاد خوش نیامده است . باید خدمت دوستان عرض کنیم که خیلی دارند سطحی به این قضیه نگاه میکنند اگر با عمق بیشتری به بررسی مسئله بپردازند به نتایج دیگری دست خواهند یافت . مثلا ما خودمان...
-
پیرو پست قبل
سهشنبه 3 تیر 1393 22:37
آقا نشد که ! ما فکر میکردیم فقط در اندرون خسته دل ما و خواجه حافظ شیرازی دارد یک خرابکاری هایی صورت میگیرد . ماشالله اکثر دوستان هم اندرون خسته دل فعالی دارند .
-
...
دوشنبه 2 تیر 1393 22:37
در انـدرونِ مـنِ خـسـتـهدل نـدانـم کـیـســت که من خموشم و او در فَغان و در غوغاست
-
در زن بودنشون شک دارم
یکشنبه 1 تیر 1393 22:34
با توجه به ایـــــــــــــــــــــن خبر , خانومها دیگر نبینیم که والیبال تماشا میکنید هاااااااا !!!
-
مدیونید اگه بهم بخندید
یکشنبه 1 تیر 1393 22:31
ایـــــــــــــــــــشــــــان یک تخته قالی کرمان میباشند . هزار ماشاللاااااا :))))) ایــــــــــــــــــشــــــان هم اولین عشق افلاطونی ما میباشند . :))))) ما وقتی خیلی خیلی بچه بودیم فکر میکردیم ایشان قرار است سوار اسب سفید معروف شوند و پیتیکو پیتیکو کنان از کشور آلمان بیایند و ما را با خودشان ببرند . فقط بلد نبودیم...
-
یه توپ دارم قلقلیه !
جمعه 30 خرداد 1393 22:28
آقا بر همگان واضح و مبرهن است که ما یک مقداری گرد بوده و شبیه توپ می باشیم . البته خیلی دوست داریم که تبدیل به چوب بیلیارد شویم ولی همه چیز که با دوست داشتن به دست نمی آید . آدم باید تلاش کند ولی از آنجایی که تلاشمان ته کشیده , فعلا در همین مرحله متوقف شده ایم . بله داشتیم میگفتیم که ما یک مقداری توپیم . روزهایی که...
-
تمرینی جهت مقابله با نفس اماره
چهارشنبه 28 خرداد 1393 22:26
دوستان عزیز ذهن خود را از هر موضوع دیگری خالی کنید . حالا در حالی که کلمات زیر را با صدای بلند برای خودتان تکرار میکنید , روی کلمه مورد نظر تمرکز کرده و تصویر مربوط به آن را مقابل چشمتان بیاورید . شروع کنید : گوجه سبز قره قوروت تمر هندی آلوچه ترشک آلبالو خشکه لواشک تکرار کردید ؟ آفرین ! حالا آب دهانتان را قورت داده ,...
-
از بیانات شازده (همین حالا)
دوشنبه 26 خرداد 1393 22:25
- مامان تیم پرتغال داریم ؟ - بله . - پس حتما تیم سیب هم داریم . تیم موز هم داریم . تیم هندوانه هم داریم .
-
اینجوریاس
دوشنبه 26 خرداد 1393 22:23
همسر جان ما اعتقاد دارند هر کس که تا نیمه شب بیدار باشد و صدای کیبوردش به گوش برسد حتما در حال چتیدن است . ایشان هیچگونه احتمال دیگری برای این امر در نظر نمیگیرند . البته تا حالا به روی ما نیاورده اند ولی به صورت کاملا نامحسوس اعتقاداتشان را به سمع و نظر ما رساندند . از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان که ما هم هیچ...
-
شازده
جمعه 23 خرداد 1393 22:17
-
زنگ تفریح
چهارشنبه 21 خرداد 1393 22:02
توی یکی از صفحات فیس بوق که مربوط به کتاب و کتابخوانی هست , یه نفر پرسیده بود : لطفا کتابی رو معرفی کنید که مرموز باشه و نشه آخرش رو حدس زد . یه نفر هم اومده بود زیرش نوشته بود : عربی دوم دبیرستان ! پ ن : با پوزش از الهه عزیز :)
-
بستنی و دیگر هیچ
دوشنبه 19 خرداد 1393 22:00
عرض شود به حضورتان که این روزها دارد از چشم و گوش و دماغ و دهان و چشم مان استرس بیرون میزند . شازده کنسرت دارد آنوقت استرسش را ما داریم . اگر از احوالات شازده جویا باشید ملالی نیست جز غصه ی اینکه چرا نمی تواند روزانه 20 عدد بستنی بخورد . این غصه واقعا دارد شازده را از پا در می آورد . البته از آنجایی که پشتکار شازده...
-
و خدایی که در این نزدیکی ست
یکشنبه 18 خرداد 1393 21:58
آقا اومدیم یه پست نوشتیم پر از غرغر و شکایت و ناله و انرژی منفی . وسط کار دومانلی زنگ زد . بعد که برگشتیم دیدیم مرورگر خود به خود بسته شده و نوشته هم پریده رفته . فهمیدیم که خدا اینطوری یه پس گردنی محکم بهمون زده و گفته که بچه جان اگه بازم بخوای ناله بکنی خودم حسابت رو میرسم . پ ن : 1 - ب شین جان هدیه ی تولدم رو 2 ماه...
-
های و واویلا
سهشنبه 13 خرداد 1393 21:56
آقا یک سر به فیس بوق زدیم دیدیم پرنده پر نمی زند . ماشالله ملت همه مشغول عزاداری هستند . با اجازه تان ما هم برویم یک فیلم هندی بگذاریم مشغول عزاداری شویم . پ ن : ای کسانی که برای عزاداری عازم شمال کشور هستید , التماس دعا داریم .
-
های و واویلا
سهشنبه 13 خرداد 1393 21:56
آقا یک سر به فیس بوق زدیم دیدیم پرنده پر نمی زند . ماشالله ملت همه مشغول عزاداری هستند . با اجازه تان ما هم برویم یک فیلم هندی بگذاریم مشغول عزاداری شویم . پ ن : ای کسانی که برای عزاداری عازم شمال کشور هستید , التماس دعا داریم .
-
میم شین نگو بلا بگو !
دوشنبه 12 خرداد 1393 21:53
یکی از اقوام پ شین جان فوت کرده اند و قرار بود دیروز عصر مراسمی در خانه ی میم شین جان اینها برگزار شود و ملت برای عرض تسلیت تشریف فرما شوند . مراسم مختلط بود . سر ظهر میم شین جان به ما تلفن کردند و فرمودند : - پریشان برای عصر چه میخواهید بپوشید ؟ ما هم کمی مِن و مِن کردیم و گفتیم که احتمالا مانتو وشلوار بپوشیم . میم...
-
یا چنان نمای که هستی یا چنان باش که می نمایی
یکشنبه 11 خرداد 1393 21:52
دوستی مان تا همینجا . هر وقت درون و بیرونت یکی شد برگرد . نکته : نوشته فوق مخاطب خاص دارد . مخاطب خاصش هم هیچوقت اینجا را نمی خواند .
-
خدا از این لذتها نصیب همه تان بکند
یکشنبه 4 خرداد 1393 21:50
هفته ی پیش وقتی کلاس موسیقی شازده تمام شد ٬ استادش به ما فرمودند که شازده را روز بعد هم به آموزشگاه ببریم تا ایشان را محک بزنند و ببینند که شازده میتواند در اجرای گروهی شرکت بکند یا نه . روز بعد شازده همراه ۲۰ - ۲۵ نفر کودک و نوجوان دیگر وارد اتاق تمرین شد و بعد از یک ساعت بیرون آمد . ما هم به محض تمام شدن کلاس پریدیم...
-
یک ذهن پریشان در هفته ای که گذشت
شنبه 3 خرداد 1393 21:48
با سلام و درود خدمت تمامی دوستان و سروران عزیز . و البته شرمندگی فراوان از خدمت دوستانی که نگران مان شدند و سعی کردند با انواع راههای ارتباطی خبری از ما بگیرند . از آنجایی که اکثر دوستان ما از دسته ی طبقه ی مظلوم جامعه یعنی کارمندان هستند ٬ خودشان اوضاع و احوال جیب کارمندی در اواخر ماه را بهتر از ما میدانند . ۷ روز...
-
آخر الزمان
جمعه 26 اردیبهشت 1393 00:19
شازده و بابایش با هم نشسته اند . شازده دارد اشکالهای بابایش را در زمینه ی استفاده از تبلت رفع می کند .
-
پدر
سهشنبه 23 اردیبهشت 1393 00:18
نیستی . نیستی که بهت هدیه بدم و خجالت زده بگی راضی به زحمتت نبودم . نیستی که بهم لبخند بزنی و لبخندم رو ببینی . نیستی . همین .
-
تا حالا پریشان ذهن دیدین ؟ من پر کلاغی شون هستم !
دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 00:17
آقا طی یک اقدام غیر قابل باور و جوگیری محض رنگ موهایمان را به سیاه پر کلاغی تغییر دادیم . یعنی خودمان هنوز باورمان نشده چه برسد به شما . دور و بری ها میگویند خوب شده ٬ همسر جان هم خوشش آمده ولی وقتی از جلوی آینه رد میشویم انگار یک موجود غریبه دارد از آن تو به ما می نگرد . یاد این فیلم ترسناک ها می افتیم . امروز هم با...
-
من طبیبا , ز تو بر خویش خبردار ترم !
شنبه 20 اردیبهشت 1393 00:15
طی روزهای گذشته یک ذهن پریشان مورد حمله یک توده ی هوایی کاملا ناپایدار قرار گرفته بود . این هوای ناپایدار گاهی به قدری گرم بود که میشد یک تخم مرغ روی پیشانی یک ذهن پریشان شکست و نیمرو تحویل گرفت و گاه به قدری سرد بود که ذهن پریشان زیر انبوهی از لحافها پنهان میشد ولی باز هم از آن زیر صدای به هم خوردن دندانهایش به گوش...
-
از افاضات شازده
دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 00:13
مامان این دخترهایی که منو نگاه می کنن و می خندن فکر میکنند من بچه ام . نمیدونن که من یه پسر جوونم . :) پ ن : برای اطلاع دوستانی که نگران لپه های پست پیش بودند باید عرض کنیم که ما حدودا ۳ لیتر آب بستیم به این لپه ها ٬ آن آبها قل قل جوشیدند و بخار شدند و به هوا رفتند . در این بین هم لپه های مذکور رضایت دادند تا نیم پز...
-
:)
یکشنبه 14 اردیبهشت 1393 00:09
آقا این خارجی ها چقدر بد بخت هستند . آدم واقعا دلش میسوزد . برداشته اند امروز (4 می ) را به نام روز جهانی خنده نامگذاری کرده اند . میدانید چرا ؟؟؟ از بس اینها توی زندگیشان غم دارند و نمیدانند کدام دردشان را دوا کنند . دوستان خارجی عزیز ما واقعا نمیخواهیم به شما پز بدهیم ولی ببینید ما اصلا اینجا چیزی به نام روز خنده...