-
[ بدون عنوان ]
شنبه 29 فروردین 1394 23:53
و خداوند این سه موجود دوست داشتنی را آفرید و دو صد حیف که ما را کمی دیرتر از اینها آفرید ؛ که اگر سر سوزنی دقت در زمانبندی وجود داشت حالا شما در حال خواندن وبلاگ " روزانه های خانم کوپر " یــــا " دلنوشته های آقا و خانم گرانت " و یــــا " من خانم پک هستم " بودید . حیف آقا حیفففففف !!
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 24 فروردین 1394 20:08
واللا عرض خاصی نداریم فقط اومدیم یه دوری بزنیم و یه مقدار از شازده براتون بگیم و بریم شازده 1 ماماااااان امروز تو مدرسه مسابقه فوتبال داشتیم . ما تیم بارسلونا بودیم ، اونا تیم برزیل !!!!!! مامان ما 10 بر 20 اونا رو بردیم !!! تازه یکی از گل ها رو هم من زدم . دوستم یه کرنل ! زد من دویدم توپو گرفتم زدم تو دروازه ، بعد...
-
از اظهارات یک پریشان !
شنبه 15 فروردین 1394 22:13
عرضم به خدمتتان که به گفته ی بعضی ها قرار بود بعضی های دیگر آنقدر قطعنامه صادر کنند تا محل صدور قطعنامه شان ( یا همان قطعنامه دان شان ) پاره شود . منتها بعضی ها فکر نمیکردند که قطعنامه دان آن یکی بعضی ها دارای قابلیت های کشسانی ست و هیچ طوری اش نمیشود . دراین همین راستا قطعنامه دان آن یکی ها پاره که نشد هیچ عوضش یک...
-
نخونید
پنجشنبه 28 اسفند 1393 01:21
آخر سالی پرم از حس های ضد و نقیض و عجیب . در یک کلام حالم خوش نیست . دوست دارم گریه کنم داد بکشم نق بزنم . ولی هیچ کدوم از این کار ها رو نمی کنم . چرا ؟؟؟ چون فکر میکنم حق انجام دادنشونو ندارم . یه نقاب که یه لبخند گنده داره کشیدم روی صورتم و صدام در نمیاد . دلم شکسته . میدونم که درست میشه اما زمان میبره و ممکنه زمانش...
-
سه ساعت فکر کردم ولی عنوان پیدا نکردم ! اصلا زبان قاصره !
دوشنبه 4 اسفند 1393 23:39
1 - برادران گرامی فینچر ، نولان ، لینچ ، تارانتینو ، پلانسکی ، اسکورسیزی ، آرنوفسکی و غیره , پیش خودتان خیال میکنید خیلی کارگردانید ؟؟ نه خیر !!! در همین برز و بوم پر گهر کارگردانانی پیدا میشوند که شما انگشت کوچیکه ی پای چپ شان هم نمی شوید ! بروید از خدا بترسید ! 2 - بازیگرانی که دیشب جایزه اسکار گرفته اید و با دمب...
-
خانواده ی با سوات
یکشنبه 3 اسفند 1393 20:09
1 - شازده در اتاق خاله اش نشسته و دارد کتابهای خاله اش را نگاه میکند . یکی از آنها را برمیدارد و سعی میکند تا عنوانش را بخواند . عنوان کتاب " از موج تا اوج " است . شازده میخواند : " az moooj ta oooooj " !! 2 - مادر شازده آخر شبی دارد فولدر آهنگ های جک و جوادش را زیر و رو می کند . چشمش می افتد به...
-
هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم حالا سبز هم نبود ، نبود !
یکشنبه 26 بهمن 1393 00:30
دوستان و سروران گرامی یک مقدار ظرف نشسته در رنگهای متنوع و دلباز , در سینک ظرفشویی ما موجود می باشد . این ظروف با حداقل چربی کثیف شده و تنها با یک دور چرخاندن اسکاچ بر روی آنها عاری از هر گونه لکه چربی خواهند شد . داوطلبان گرامی میتوانند سر راه شان یک سر به منزل اینجانب مراجعه نموده و مشمول دعای خیر یک خانواده گشته و...
-
این پست یک مشت نق بوده و هیچگونه ارزش دیگری ندارد
شنبه 18 بهمن 1393 22:47
روزهام داره خیلی سریع سپری میشه . یک مشت روز تکراری . بدون انجام کارهای مورد علاقه م . توی ساعات کاری بین یه مشت کاغذ و زنگ تلفن و نرم افزار کامپیوتری غرق میشم . کامپیوترهامون به نت متصل نیست و نمی تونم به وبلاگهاتون سر بزنم . گاهگداری که وقت بکنم با موبایلم وبلاگ هاتون رو میخونم که نمی تونم نظر بذارم . یعنی فرصتش...
-
خودتان عنوان مناسب انتخاب بفرمایید ما خسته ایم !
سهشنبه 14 بهمن 1393 23:30
سلام بر رفقای جاااااان و با تشکر از شما که نق نق های پست قبلی مان را تحمل نمودید . اوضاع روبراه است . محیط کارمان را دوست داریم . همکارانمان را دوست داریم . ملالی نیست جز دوری از رفقایمان . امیدواریم بتوانیم راه حلی برای این موضوع بیابیم . البته هنوز هم صبحها موقع بیدار شدن از خواب فحش میدهیم . از پژوهشگران محترم...
-
مرا به خاطرت نگه دار
شنبه 11 بهمن 1393 01:50
من آدمی نیستم که کسی دلش برایم تنگ شود . آدمی نیستم که حضورش احساس شود . من زیاد سکوت میکنم . مجلس گردان خوبی نیستم . وقتی جوکی تعریف می کنم در ایده آل ترین حالت میتوانم لبخند کمرنگی روی لبهای شنونده ام بنشانم . من احساساتم را نشان نمی دهم . من هیچوقت به کسی نمی گویم "الهی دورت بگردم" ولی اگر پایش بیفتد بی...
-
بازگشت شکوهمندانه ی لپ تاپ مان را دست و جیغ و هورااااا
چهارشنبه 1 بهمن 1393 18:38
عرض به حضور مبارکتان که لپ تاپ ترکیده را زدیم زیر بغلمان و در معیت رفقایمان بردیمش پیش دکتر . آقای دکتر/ مهندس لپ تاپ را از ما گرفتند و دوشاخه اش را به برق متصل نمودند و خواستند روشنش بنمایند . آقا برخورد انگشت ایشان با لپ تاپ همانا و روشن شدن لپ تاپ به صورت بسیار ضربتی همانا ! و البته این وسط آب شدن ما از خجالت همانا...
-
خمارم آقا خمارررررررر
دوشنبه 29 دی 1393 22:29
چند هفته پیش گوشی مان پکید , چند روز پیش لپ تاپ مان ترکید ، حالا منتظریم دو تا نارنجک هم بیفتد جلوی پای خودمان ، خودمان هم انا لله و انا الیه راجعون شویم ! نکته مهم : 1 - محل پست گذاری خانه ی مامان جان مان . 2 - وسیله پست گذاری لپ تاپ خواهر جان مان .
-
مصدوم آماده است
جمعه 26 دی 1393 00:29
دیشب وقتی داشتیم میخوابیدیم با خودمان گفتیم فردا صبح خوب میشود ! صبح همین که پایمان را گذاشتیم زمین ، فریادمان رفت به آسمان . همانطور لی لی کنان اعمال صبحگاهی را انجام دادیم و راهی محل کار شدیم و در همان وضعیت یک لنگه پا ، با کل همسایگان ساختمان آشنا شدیم . حالا چرا همه ی همسایگان تصمیم گرفته بودند که درست همزمان با...
-
گوشی سامسونگ s5 طلایی خر است !
دوشنبه 22 دی 1393 21:50
آقا آن روز که داشتیم آن پست ملاقه و ته دیگ و اینها را می نوشتیم عمرا فکر نمی کردیم که چنان هفته ای در پیش رو داشته باشیم . خداوند منان وقتی چشمش به آن پست افتاد گفت پریشان جان گویا خوشی زده زیر دلتان و باز زیادی دارید غر غر میکنید ؛ یک حالی از شما بگیریم که آن سرش ناپیدا . و اینگونه بود که ما هفته ی گذشته طی یک تماس...
-
یک جوجه کارمند 3 روزه
جمعه 19 دی 1393 23:49
به قول کارمندهای باسابقه : شنبه خر است و این حرفها ! پ ن : به محض یافتن فرصتی جهت خاراندن سر ، اهم اخبار تقدیم حضورتان خواهد شد .
-
بوش میاد
جمعه 12 دی 1393 00:41
خداوند حکیم و عادل و قادر و توانا ، لطفا با آن ملاقه ی دم دستتان زندگی ما را یک همی بزنید ، گویا دارد ته میگیرد !
-
همه ش تقصیر شازده بود
دوشنبه 8 دی 1393 23:38
درست همین امروز صبح بود که بعد از فرستادن شازده به مدرسه نشستیم و با خودمان تفکریدیم و چند تصمیم جدید گرفتیم . یکی از این تصمیمات این بود که در راستای پایبندی به رژیم و اینها ، فست فود را کنار بگذاریم . و درست همین امروز دو ساعت پیش بود که همراه با شازده دوتایی توطئه نموده و فست فود توپی بر بدن زدیم .
-
ماجراهای دو ماهی سفید
شنبه 6 دی 1393 10:09
عرضم به حضور مبارکتان که ما اساساً به آب علاقـــه ی فــــراوان داریم . یعنی اگـر خداوند متعال موجودات را با توجه به روحیات شان می آفرید ، در خوشبینانه ترین حالت ما باید پری دریایی ، و در بدبینانه ترین حالت باید جلبک میشدیم . بچه که بودیم هی سعی میکردیم چاله ی حمام را یکجوری بگیریم که آبی در حمام جمع شود و ما در آن...
-
عکس فوری
جمعه 5 دی 1393 23:15
یک ذهن پریشان در واپسین ساعات روز جمعه ، پس از رفتن مهمانها . رجوع شود به ادامه مطلب نامحرمین عزیز لطفا شما نگاه نکنید ، اگر هم نگاه کردید لطفا به چشم برادری باشد ! ببخشید که دراز کشیده ایم ، خیلی خسته بودیم !
-
با دو تا لقمه ای که براش گرفتم و یه لیوان چای نشست جلوی تلویزیون !
سهشنبه 2 دی 1393 12:39
همسر جان به شخصی گفته می شود که صبح روز تعطیلی از خواب بیدار میشود و نگاهی به ذهن پریشان می اندازد و نقش همسر فداکار را ایفا نموده و اجازه میدهد که ذهن پریشان تا ساعت 10 صبح بخوابد . در این مدت همسر جان ضعف میکند ، غش میکند ، سر درد میگیرد ، 8 مرحله از بازی محبوبش را پشت سر میگذراد ، فداکاری اش به اتمام میرسد و ذهن...
-
بازگشت گودزیلا ، نه ببخشید اشتباه شد ، بازگشت یک ذهن پریشان
شنبه 29 آذر 1393 19:41
خب خب خب ! سلااااام خدمت دوستان و سروران گرامی . اگر از احوالات ما خواسته باشید ملالی نیست جز خستگی و کوفتگی و بی حوصلگی و دوری شما . حال مریض مان خوب شد و هفته ی پیش روانه ی خانه اش گشت . درست از روزی که ایشان رفته اند قرار است که ما یک خانه تکانی اساسی داشته باشیم اماااااااااااا یک چسبندگی اساسی داشته ایم ، به این...
-
آی اَم بیزی
چهارشنبه 19 آذر 1393 22:47
حیف که سخت مشغول مریضداری هستیم وگرنه می آمدیم و برایتان در مورد آن 12 هزار میلیارد سخن میگفتیم و بعد هم دور همی یک نقشه ای میکشیدیم و یک اختلاسی میکردیم . حالا که همه چیز اینقدر پِرتی و راحت است چرا ما از قافله عقب بمانیم هان ؟؟ پ ن : دوستان به همان دلیل ذکرشده فرصت سر زدن به وبلاگهایتان را نداریم ، امیدواریم که...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 16 آذر 1393 20:17
سلااااااااااام . ممنون از همگی . اوضاع فعلا روبراهه . برمیگردم . به زودی .
-
نیازمند انرژی های مثبت تان هستیم
پنجشنبه 13 آذر 1393 20:23
مریض مان را امروز عمل کردند و حالا تحت مراقبتهای ویژه است . لطفا دعا کنید که خبرهای خوبی در راه باشد . لطفا برای من و خانواده ام دعا کنید . قربان همگی تان .
-
و چه بسیار کسانی که باور میکنند
سهشنبه 11 آذر 1393 15:56
آیا از کوتاهی خود رنج می برید ؟ آیا قدتان کفاف تان را نمی دهد ؟ آیا نمی توانید از درخت میوه بچینید ؟ آیا دستتان به طبقه ی بالای کابینت نمی رسد ؟ آیا دلتان می خواهد وقتی سایه تان روی دیوار می افتد ، لنگ هایتان مثل بابا لنگ دراز کش بیاید ؟ نگران نباشید ! ما به شما بیلبیلَک ِ دراز کن را پیشنهاد میکنیم . بیلبیلک دراز کن...
-
شازده و مدرسه
دوشنبه 10 آذر 1393 08:54
1 . دیکته - پسرم بنویس " بابا دوستم است " . - مامان یه وقت ناراحت نشیا که همه ش مینویسم بابا . "ر" رو که خوندیم همه ش مینویسم "مادر" . باشه ؟؟ *** - پسرم بنویس " آدامس بد است " . - ئه نمی نویسم اینو . - چرا ؟ - آدامس بد نیست که خوشمزه ست . 2 . بچه ی با ادب - مامان ، محمد امین...
-
خیال خام
شنبه 8 آذر 1393 14:02
آقا یادتان می آید ؟ توی بلاگفا که بودیم هی میگفتیم ای دوستان خاموش ای سروران ارجمند , لطفا پس از خواندن ، یک نقطه به عنوان کامنت بگذارید تا ما بدانیم که شما چند نفرید ! هی ما میگفتیم هی هیچ کس حرفمان را گوش نمیکرد . حالا فهمیده ایم که تقصیر خواننده های خاموش نبوده , زیرا کلا از بیخ خواننده ی خاموشی وجود نداشته که...
-
چالش کتابخوانی
سهشنبه 4 آذر 1393 21:00
پیرامید حدود چند صد روز پیش من رو به یه بازی وبلاگی دعوت کرد ولی از اونجایی که من سخت سرگرم اسباب کشی بودم هی پشت گوش انداختم تا امروز . خب زیاد حاشیه نمیرم ، من سال بلوا از عباس معروفی رو خیلی دوست دارم ، عاشق تمام نوشته های فریبا وفی هستم ، با کتابهای ملکه ی جنایت خانم آگاتا کریستی شدیدا حال میکنم . رمان رازهای...
-
تولدت مبارک بابا
سهشنبه 4 آذر 1393 02:29
تو نبودى رو به رویت نشستم در چهره ات خیره ماندم حرف زدم، حرف زدم، حرف زدم بى آنکه دهانم را باز کنم تو نبودى لمست کردم با دستانم. ( ناظم حکمت )
-
خوش آمدید
پنجشنبه 29 آبان 1393 00:35
بدینوسیله آغاز کار رسمی یک ذهن پریشان را در بلاگ اسکای اعلام نموده و اولین پست رسمی را به شازده اختصاص میدهیم شازده به مستند های حیات وحش علاقه بسیار دارد مخصوصا اگر از نوع شیر و ببر و پلنگش باشد . از طرف دیگر شازده سعی میکند هر ترانه ای را که میشنود به ذهن سپرده و اجرا نماید . دیروز شازده داشت با صدای بلند سلطان...