X
تبلیغات
رایتل

ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی خود مقایسه نفرمایید لطفا !

یکشنبه 9 مهر 1396 ساعت 23:40


پریشان نشسته بودند و داشتند به تاکتیک های جنگی و شرایط تنظیم صلحنامه و میزان خسارت وارد شده فکر میکردند که یهویی پیغامی در تلگرام نظر ایشان را به خود جلب نمود .

 پیغام مذکور از طرف یکی از فامیل های نه چندان نزدیک بود . فامیل نه چندان نزدیک ابتدا نشانی یک مشاور خوب را از پریشان پرسیده بودند و بعد فرموده بودند افسرده هستند و صفات بد دیگری نیز دارند و مشاور قبلی شان گفته است که چون دوستی ندارند که با اون درد و دل نمایند به این روز افتاده اند . مشاور قبلی پیشنهاد کرده بودند که فامیل نه چندان نزدیک سریعا دوستی برای خودشان دست و پا بفرمایند . ایشان هم برای پریشان نوشته بودند که چون بعد از بررسی فراوان به این نتیجه رسیده اند که از پریشان بسیار خوششان می آید و پریشان فرد خیلی موفقی در زندگی اش است ، پس میخواهند با پریشان دوستی نمایند و درد های دل شان را به او بگویند و از رازهای موفقیت او با خبر شوند . 

و این درست زمانی بود که وسط یک دریای خروشان و طوفانی ، پریشان با کشتی اش در یک طرف و همسر جان با کشتی خودش در اون طرف ایستاده بودند و توپ های جنگی شان را به سمت هم نشانه گرفته بودند و یکی این میزد به اون و یکی اون میزد به این .

پریشان مقداری خزعبلات بهم بافته و تحویل فامیل نه چندان نزدیک داده بودند و چند دور پیچیده بودند تا سرانجام توانسته بودند ایشان را بپیچانند و در حالیکه در دل دعا می نمودند که فامیل نه چندان نزدیک دست از سر آنها بردارد ، سوار کشتی خود شده بودند و توپ جنگی خود را جهت نشانه گیری دقیق بررسی نموده بودند و با خود گفته بودند : جنگ یا صلح ؟ مسئله این است !




نظرات (1)
دوشنبه 10 مهر 1396 ساعت 01:30
بیچاره اون فامیل نه چندان نزدیک
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کاری از دست مون برنمیومد متاسفانه
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد